آگهی ها

کمک به سازمان خيريه محک

تکنیک معامله گری ( 1 - چرا افکار و نتیجه گیری های درست داریم ، اما تصمیمات نادرست ؟ )

 

 

مقدمه

 

- چرا افکار و نتیجه گیری های درست داریم ، اما تصمیمات نادرست ؟

- چرا روند را شناسائی می کنیم و با آن حرکت می کنیم اما در نقطه مناسب از بازار خارج نمی شویم ؟

- چرا روزها ، هفته ها و ماهها در روند نزولی می مانیم و می دانیم که باید در مقابل روند نایستیم و شاهد آب شدن سرمایه خود می شویم اما به سادگی قبل از این وضعیت لااقل در نقطه سربسر با رعایت حد ضرر از بازار خارج نمی شویم ؟

- چرا علی رغم وضعیت بد اقتصادی در سالهای اخیر عده ای با وجود همین وضعیت توانسته اند سود سازی کنند و اکثریت نه ؟ آیا همه آنها رانت داشتند و یا وابستگی های خاص داشتند ؟

- چرا به آن حد در تحلیل و بررسی مشکلات ( که در جای خود درست هم هست ) تاکید داریم که در سیاهی مطلق غرق می شویم تا حدی که معدود نوسانات مثبت را هم از دست می دهیم ؟ ، اما غافل از اینکه عده ای در همین نوسانات حال با درصد های متفاوت سود هم گرفته اند .

- چرا در بازارهائی که مبنای آنها بر حرکات نوسانی است و آن هم در محیطی که تصمیمات خلق الساعه گاه روند امور را کاملا دگرگون و با وضعیتی غیر قابل پیش بینی  مواجه می کند و به همین دلیل ریسک حضور در آن بسیار بالا است ، وارد می شویم و ملزومات لازم برای کار در آن را بطور کامل نداریم و در کمال تعجب انتظار موفقیت کامل و قطعی را هم داریم ؟

- چرا گاه پیش بینی های درست داریم اما در نقطه تصمیم گیری اسیر هیجان می شویم و عنان اختیارمان را به دست بازار می دهیم ؟

- چرا وقتی بازاری مثلا بازار بورس  را راکد می بینیم از آن خارج نمی شویم ؟ برای آینده برنامه ریزی نمی کنیم ؟ یا اگر توانائی کار در بازار را نداریم و یا نسبت به ثبات و وضعیت ماهیتی آن انتقاد داریم و بی اعتمادیم  کلا از آن خارج نمی شویم تا به دنبال کسب و کار دیگری برویم و یا به بازار دیگری که احتمال کسب سود در آن هست موقتا یا دائمی مهاجرت نمی کنیم و دائما در مورد آن نظر می دهیم  ؟

- چرا در زمان کسب سود درایت و تصمیم گیری درست خود را عامل پیروزی خود می دانیم و در زمان شکست و ضرر همه تقصیر ها را بر عهده عوامل بیرونی می گذاریم ونقش تصمیم گیرنده اصلی را که خودمان بوده ایم ، یا کمرنگ می بینیم و یا به فراموشی می سپاریم ؟

- چرا ... ؟؟؟

 

 

در چند ساله اخیر شرایطی در کشور ما ایجاد شد که بر مبنای همین شرایط عده بسیار زیادی از هموطنان ما وارد بازارهای سرمایه ای ( ارز ، طلا ، بورس ، مسکن ) شدند ، در اینجا قصد اینکه در مورد " چرائی " ایجاد این شرایط صحبت کنم را ندارم ، اما بروز این شرایط " علت " اصلی شد برای " معلول " آن که ورود توده عظیمی از مردم به بازارهای سرمایه ای بود ، توده عظیمی که عمدتا بر مبنای آنچه در سالهای اخیر دیدیم از قشر متوسط جامعه بودند و دانش و توانائی لازم برای کار در این نوع بازارها را نداشتند و بالطبع نتیجه حضور آنها در این بازارها با توجه به آنچه در دنیای واقعی دیده ام جز ضرر و زیان مادی و معنوی حاصلی برای درصد بالائی از آنها نداشت .

برای مثال به آرشیو سایتهای پرطرفدار بورسی در نیمه دوم 91 و سال 92 نگاه کنید ، کامنتهای کاربران آنها را با دقت بخوانید ، مخصوصا کامنتهای پائیز 92 را که اوج رشد هیجانی بازار بود ، در اوج رشد سرسام آور بازار چند درصد فعالان بازار بورس سود سازی داشتند ؟ بر مبنای یک بررسی ساده همان کامنتها می بینید که حد اکثر 10 درصد فعالان بورس از آن شرایط خوب استفاده مفید داشته اند و بقیه در همان زمان رشد هم با انتخابها و روشهای کاری نامناسب در ضرر و یا در حال در جا زدن ( کسب سود در یک سهم و ضرر سنگین در سهم دیگر و ... ) بوده اند . مشابه همین وضعیت برای سرمایه گذاران جدید الورود بازارهای ارز و طلا در سالهای 90 تا  92  هم دیده می شود .

آیا در بین این توده عظیم ، افراد با تحصیلات بالا و احتمالا موفق در زمینه های کاری دیگر وجود نداشت ؟ چرا مطمئنا بود و اتفاقا دلیل اصلی گسترش سایتهای اقتصادی ، وبلاگ ها و تالارهای گفتگو در سالهای 90 الی 92 همین حضور این نوع افراد بود که ذهن پرسشگر داشتند و با ورود به این بازارها در وهله اول با چند بار سود به اعتقاد من " شانسی " که مبنای اصلی آن افزایش نرخ ارز و به طبع آن افزایش قیمت کالاهای سرمایه ای در سایر بازارها بود ، فضائی مناسب برای افزایش موجودی سرمایه خود یافته بودند . اما  بعدا بازار با نوسانات شدیدی که از اوائل سال 91 آغاز شد  روی دیگر خود را که ضرر و زیان بود به آنها نشان داد و همین اتفاق دلیل اصلی آنها برای مطالعه و تحقیق و بررسی نظرات افرادی می شد که از دید آنها صاحب تجربه و دانش لازم برای کار در بازار بودند . در ادامه عده ای خود به دنبال مطالعه و شرکت در کلاسهای آموزشی و موارد اینچنینی رفتند و سعی کردند دانش لازم را برای کار در بازار بدست آورند و با چشم بازتری مسائل را ببینند و با برنامه ریزی و داشتن هدف ادامه دهند .

 

بعدها در ادامه این وضعیت افراد به دو گروه تقسیم شدند :

 

1 - اکثریت : که بر مبنای ماهیت فرهنگی ما " دنباله رو " دیگران بودند ، دیگرانی که با وجود داشتن تجربه و دانش کار در بازار البته با ظرفیت ها و توانائی های کم یا زیاد ، خود خالی از اشتباه نبودند ، بعدها با رونق شبکه های اجتماعی مانند تلگرام این گروه راهی آسانتر و سهل الوصول تر برای این دنباله روی خود پیدا کردند . بدیهی است که وقتی شما با وضعیتی مواجه هستید که بر مبنای آمارهای متفاوت میانگین مطالعه برای هر ایرانی مابین 1 دقیقه تا 14 دقیقه در سال  است ، خواندن متن های کوتاه از خواندن یک متن تحلیلی سنگین برای شما جذاب تر ، ساده تر و راحت تر است .

بارها در زندگی عادی حتی در بین قشر تحصیلکرده مان دیده ام که وقتی با متنی طولانی بصورت مکتوب ( مطالب تحلیلی سایتها ، کتاب ، جزوه و متن دستنوشته و ... )  که حتی می تواند از نظر مادی یا معنوی در زندگی آنها اثر گذار باشد روبرو می شوند ؛ به سادگی از روی آن می گذرند و  ترجیح می دهند متن های کوتاه تر را که برای آنها نه از نظر مادی و نه از نظر معنوی بهره دهی ای ندارد ، آن هم با دقت زیاد ، بخوانند و علاوه بر آن بعدا در مورد همین مطالب اغلب پیش پا افتاده در محل کار ، صف خرید ، مجالس خانوادگی و ... ساعت ها صحبت کنند و بر روی مطالبی که طرف مقابل هم به احتمال زیاد می داند ، بحث کنند و ... .

با ظهور شبکه های اجتماعی در سالهای اخیر مشکل دیگری پیدا شد و آن " مهندسی ذهن " است که در ادامه سلسله مطالب تکنیک معامله گری در متن دیگری در مورد آن توضیح خواهم داد ، این مشکل در سالهای قبل که افراد در محیط های مشابه مثلا با عضویت در تالارهای گفتگو در وب ، مطالب در زمینه بورس و ارز و طلا و ... را دنبال می کردند با شدت فعلی وجود نداشت .

 

2 - اقلیت : اغلب با رفتن به کلاس تکنیکال یا فاندمنتال بورس یا فارکس یا آتی سکه شروع کرده اند ، وارد بازار شده اند ، در اکثریت قریب به اتفاق موارد خود را در آغاز ناتوان از سود گرفتن از بازار ها دیده اند و ضرر کرده اند ، صبر کرده اند ، با ذهن خود بارها جنگ کرده اند  ، مدتی از بازار با ضرر فاصله گرفته اند ، به این فکر کرده اند که " چرا " عده ای در همین بازار موفقتند اما من نه ؟ دوباره شروع کرده اند ، مطالعه دائمی داشته اند ، بررسی دائمی اخبار اقتصادی ، متن های تحلیلی ، بررسی نمودار ها و ... را جزئی از زندگی خود کرده اند ، با خود صادق بوده اند و برای همین علاوه بر افزایش دانائی خود به دنبال افزایش توانائی های خود هم بوده اند ؛ این افزایش توانائی همان پیدا کردن روش معامله گری است و برای دستیابی به آن در ابتدا شخص باید مشکلات ذهنی ، رفتاری و عملکردی خود را که مانع استفاده مفید از دانائی و اطلاعاتش برای کسب سود در بازار می شود پیدا کند ، تک به تک آنها را به عنوان مشکلات خود بپذیرد و برای رفع یا کاهش شدت آنها برنامه و روش مشخصی را ایجاد کند .

با بعضی از این نوع افراد که خصلتا عملگرا و مستقل و روی پای خودشان هستند در دو سال اخیر در دنیای مجازی و واقعی برخورد داشته ام  ، کسانی که در سال 90 و 91 شاید در بررسی وضعیت بازار هیچگونه حرفی برای گفتن نداشته اند ، اما الان گاهی اوقات نظرات جالب توجه از آنها می خوانم و می بینم ، که نشاندهنده رشد فکری و کاری آنها است و مطمئنا حاصل مطالعه ، زحمت ، تلاش ، مبارزه با مشکلات فردی ، دنباله رو جمع نبودن ، استفاده مفید از نوسانات قیمت و جنگیدن با شرایط بد که در مدت دو ساله اخیر با وضعیت رکودی بازار کم نبوده است و در یک کلام " داشتن اهلیت " برای کار در بازار است .

نکته جالب توجه این است که اکثر این نوع افراد را در بازار ارز و طلا می بینم تا بورس و در بازار ارز و طلا اغلب آنها کسانی هستند که در نیمه دوم سال 91 و نیمه اول سال 92 ضررهای هنگفت و گاه کمر شکن داشته اند و الان همه در همین بازار کم نوسان و گاه بد طلا از 92 تا الان هم جبران ضرر کرده اند و هم در حال کسب سود هستند ، در حالیکه اگر مقایسه ای بین این بازار ها با بازار بورس داشته باشیم می بینیم که بازار بورس از سقوط بازار در زمستان 92 تا الان 3 نوسان مثبت شدید را پشت سر گذاشته است  ( پائیز 93 ، اسفند و فروردین 93 و 94 ، خرداد و تیر 94 )  که درصد رشد آنها و میزان ریسک سرمایه گذاری در آنها به مراتب شرایط بهتری را نسبت به نوسانات همین مدت در بازار ارز و طلای داخل و ریسک بسیار بالاتر کار در آن داشته است ، تازه این مورد بدون احتساب وضعیت مناسب بازار بورس از دی ماه تا الان است .

 

مدتها بود که قصد ارائه سلسله مطالبی برای آشنائی عموم با نحوه " معامله گری " داشتم ، شامل مواردی از قبیل :

- نحوه انتخاب سهم بر مبنای میزان سرمایه و دیدگاه زمانی ( کوتاه مدت ، میان مدت ، طولانی مدت )

- شناسائی ذهنیت معامله گران و بازیگران عمده از روی حجم معاملات و نقاط عطف تکنیکال در بازار بورس و آتی سکه

- نحوه خرید و فروش در بازارها ( ارز ، سهام ، طلا ) : پلکانی ، عمده و ...

- نحوه نوسان گیری در هر بازار

- نوع انتخاب تایم فریم لازم برای تحلیل بسته به موقعیت و نوع بازار

- معکوس کشبدن در بازارها و یا خروج کامل در مواردی که حرکت قیمت مطابق انتظار و تحلیل انجام نمی شود .

- نحوه تعیین حد ضرر و رعایت آن در گامهای حرکتی قیمت

- مدیریت سرمایه

- ...

 

 از این پس این سلسله مطالب با عنوان اصلی  " تکنیک معامله گری "  به مرور ارائه خواهد شد .