آگهی ها

کمک به سازمان خيريه محک

شطرنج یونان

 

 

دولت چپگرای یونان 7 ماه در این کشور در راس کار بود و در این مدت کوتاه اقدامات برجسته ای برای اقتصاد ورشکسته این کشور انجام داد . ایده اصلی پیروزی و بر سر کار آمدن این دولت بر مبنای آرای ملت یونان برای نجات از رکود مزمن و ورشکستگی اقتصادی بود . این دولت مشابه سایر کشورهای جهان در موقعیت های مشابه " ویرانه " ای را که حاصل اقدامات غلط اقتصادی دولتهای قبلی یونان بود ، تحویل گرفت . هیئت وزیران این دولت در درجه اول مجموعه ای از دانشمندان و اساتید دانشگاه وطن پرست در رشته های مختلف بودند که با ایده " نجات " یونان بر سر کار آمدند و بر مبنای اطلاعات سایتهای خبری بین المللی هیچ فارغ التحصیلی از " آکسفورد " در بین آنها حضور نداشت .

در راس این دولت آلکسیس سیپراس ( یک مهندس عمران ) به عنوان نخست وزیر، که در سیستم سیاسی یونان مقام ارشد کشور با دامنه قدرت بالاتر از رئیس جمهور است قرار داشت ، با سن 41 سال یکی از جوانترین رهبران سیاسی اروپا شد . در این میان مسئولیت وزارتخانه اصلی و حیاتی با توجه به شرایط موجود یونان یعنی وزارت اقتصاد و دارائی یونان بر عهده یک اقتصاد دان خبره و دانشگاهی دارای دکترای اقتصاد به نام یانیس واروفاکیس  قرار داده شد . 

و بازی شطرنج ماهرانه این دولت در عرصه داخلی و بین المللی آغاز شد :

- این دولت با " برنامه " مدون و استراتژی مشخص به میدان وارد شد . با درک واقعیتها و شناسائی مشکلات به دنبال " راه حل " بود و در شرح و یادآوری دائمی " گذشته " تاریک و نابود کننده حاصل اقدامات دولتهای قبل از خود نماند ، بدیهی بود که ایجاد این مشکلات اقتصادی عمیق و فاجعه بار به دلیل نبود انضباط مالی و حیف و میل سرمایه های ملی و وام های کلان دریافتی از اقتصاد های بزرگ اتحادیه اروپا ( در درجه اول آلمان ) در دوره دولتهای قبل بوده است ، اما یادآوری دائمی این موارد سودی برای مردمی که هم از این موارد مطلع بودند و هم در بروز این شرایط تقصیری متوجه آنها نبود ، نداشت ؛ برای مردم ارائه " راه حل " و گذار از این شرایط مهم بود .

- عوامل این دولت از قشر متوسط جامعه برخاسته بودند ، به دلیل خصوصیات چپگرایانه تمایل به ساده پوشی و برخورد مستقیم با مردم داشتند ، در مجامع بین المللی با همین روش ساده و آرام اما در عین حال محکم و منطقی و همراه با خوشروئی برخورد می کردند ، برخلاف رسوم دیپلماتیک از زدن کراوات خودداری می کردند ، اما آراسته بودند و تاکنون هیچ تصویری از سیپراس با کاپشنی با زیر بغل پاره در رسانه های بین المللی دیده نشده است . همچنین به عنوان کشوری با مدیریت اقتصادی بسیار ضعیف و غیر استاندارد و ناکارآمد به دنبال مدیریت جهان نبودند .این نحوه برخورد بی آلایش و در عین حال برازنده که در اوائل از سوی سیاستمداران سایر دولتهای غربی با دافعه با آن برخورد می شد ، پس از مدتی با استقبال همانها روبرو شد و محبوبیت بین المللی خاصی برای آنها ( خصوصا برای وزیر اقتصاد یونان ) در مجامع بین المللی به همراه داشت .

- در دام پوپولیسم و دادن شعارهای مردم پسند نیفتادند و با مردم خود صادق بودند ، برخلاف عرف تعاملات بین المللی که در بعضی موارد به دلایل امنیتی و رعایت منافع ملی منتشر نکردن پاره ای از تصمیمات دولتها را در تعاملات بین المللی لازم می سازد ، در شرایط خطیر فعلی یونان از ابراز ریز جزئیات مذاکرات خود و تصمیمات اتخاذ شده و دشواری ها و ناچاریها به مردم ابائی نداشتند ، چرا که در این شرایط اینکه مردم بدانند که عده ای شبانه روز برای منافع آنان تلاش و مبارزه می کنند ، در جامعه اتحاد و همدلی بوجود می آورد و با این روش به این اتحاد و همدلی دست یافتند .

- اقتصاد های پویا و بزرگ اتحادیه اروپا و در راس آن کشور آلمان با داشتن اقتصادی منضبط و مدیریتی آهنین تمایلی به ادامه حضور اقتصاد ورشکسته یونان در این اتحادیه نداشتند ، نگرانی اصلی آنها این بود که تبعات شرایط اقتصادی بد یونان منجر به کاهش ارزش برابری یورو در برابر ارزهای معتبر جهانی شده بود و مسئولیت حفظ ارزش یورو و کنترل دائمی آن بر عهده همین اقتصاد های پویا و در درجه اول آلمان بود که بار مالی سنگینی بر دوش آنها وارد کرده بود . آلمان به عنوان لیدر این گروه دو هدف را در مذاکرات با یونان دنبال کرد :

اول - بررسی منابع نقدینگی موجود یونان و فشار شدید بر یونان برای بازپرداخت بدهی هایش ، تا با این فشار لااقل با دریافت اندک پولی که برای یونان باقیمانده بود بخشی از مطالبات خود را دریافت کند .

دوم - توصیه در ظاهر و فشار در باطن برای خروج یونان از اتحادیه اروپا و بازگشت یونان به واحد پولی قبلی اش یعنی دراخما ( همان درهم است ) و خروج از حوزه یورو .

سوم - فشار به یونان برای اتخاد سیاست انقباضی شدید اقتصادی .

 

دولت یونان در برابر این نقشه واکنش هنرمندانه ای به نمایش گذاشت :

* برای مردم خودش توضیح داد که خروج از حوزه یورو که مورد استقبال سیاسیون تندرو داخل یونان هم بود به ضرر اقتصاد یونان است ، چون شوک های اقتصادی وارد شده به اقتصاد یونان را که اتحادیه اروپا فعلا بخشی از آن را متحمل می شود و از سر ناچاری خنثی می کند ، " کاملا " متوجه خود یونان می کند و این بار نابودی کامل اقتصاد یونان حتمی است . از سوی دیگر در موارد متعدد بروز مشکلات ، وضعیت اقتصادی را برای مردم شفاف و روشن توضیح داد . مثلا در هجوم هیجانی مردم به بانکها در ماههای قبل هم وضعیت بد بانکها را تائید کرد و هم محدودیت برداشت روزانه 60 یورو (حدود 200 هزار تومان ) برای همه مردم برقرار کرد ، برای " همه " مردم و نه فقط توده عادی مردم ، اما با توضیح دلایل این اقدام و ممانعت از خروج ارز از سیستم بانکی مزایای آن را برای مردم توضیح داد و جامعه را آرام کرد .

* برای آنها مزایا و معایب ادامه حضور در اتحادیه اروپا را دقیقا توضیح داد و برای آنها روشن کرد که مزایای این حضور نسبت به معایب آن ارجحیت دارد .

* به آلمان تفهیم کرد که نقدینگی موجود برای گذران امور کشور است و پولی حتی با وجود فشارهای طاقت فرسای آلمان پرداخت نخواهد کرد ، به اتحادیه اروپا فهماند که جامعه یونان تحمل قشار انقباضی شدید و ناگهانی را دیگر ندارد و متلاشی خواهد شد ؛ حتی ورق بازی را پس از چند ماه برگرداند ، به طلبکاران تفهیم کرد که بجای فشار به دنبال تسهیل و ایجاد شرایط گشایش در اقتصاد یونان باشند تا در دراز مدت قادر به بازپرداخت مطالبات آنها باشد . در نهایت اتحادیه اروپا و همان آلمانی که می گفت حتی یک " تک یورو " به یونان دیگر نخواهم داد ، هم با پرداخت مجدد وام به یونان ( به میزان 86 میلیارد یورو ) موافقت کرد ، هم با سازوکاری ضمنی برای استمهال و بخشیدن بخشی از بدهی های یونان در بلند مدت و علاوه بر اینها از شوک درمانی و سیاست انقباضی ناگهانی کوتاه آمد و فعلا آن را به بازه زمانی سه ساله تقلیل داد .

 

* این دولت :

هیچ نماینده ای برای سرکوب قیمتی در آغاز کار خود به جلسات با متولیان بازارها نفرستاد و در چرخه عرضه و تقاضا دخالت دستوری نکرد و باعث ایجاد شرایط " عدم پیش بینی پذیری " برای بازارها نشد .

مبادرت به انجام روشهای خاص مانند جذب نقدینگی به سیستم بانکی ورشکسته با پرداخت سود صوری و ایجاد ریسک و مشکلات مضاعف و جدید در اقتصاد نکرد .

نماینده ای در روزهای انتخابات به بازار سرمایه برای امید بخشی به فعالان بازار و شاید درواقع کسب آرا نفرستاد و بعدها همین بازار را در کنار ملک و ارز و طلا بازاری سفته بازانه ندید . مردم را دعوت به حضور در هیچ بازاری در این شرایط بد اقتصادی نکرد و مشوق آنها برای سرمایه گذاری در شرایط پر ریسک نبود ، چون از ابتدا برنامه داشت و با آینده نگری و بدور از هیجان وارد عرصه کار شده بود .

با وجود فشار شدید اتحادیه اروپا برای افزایش شدید مالیات و افزایش درآمد دولت از این راه شرایط را در اقتصاد ورشکسته برای این فشار شدید مساعد ندید و راهکار را در انجام بلند مدت و تدریجی این کار دید .

وزیر اقتصاد این دولت با مردم خود و دنیا همواره شفاف سخن گفت و برای همین محبوب شد ؛ بورس یونان سقوط کرد اما نه با دستکاری دولت در مرزهای محدوده های مقاومتی و حمایتی بازار و بلکه بر مبنای واقعیات اقتصادی . این وزیر هیچگاه به اقدامات نمایشی و غیر واقعی و بی سرانجام مانند ایجاد صندوقهای حمایتی ، برای حمایت ظاهری از بازار سرمایه یونان دست نزد آن هم بازاری که خود در نزول و سقوط آن دخالت مستقیم داشته باشد . بازار سرمایه و قیمت سهام را دو بار در کف اعلام نکرد و تارگت عددی برای رشد بورس ( مثلا 124000 واحد ) نداد . به یونان خدمت کرد چون در مقام و مسئولیت او ، وظیفه او " خدمت " بود اما در عین حال اقدامات ارزنده خود را " معجزه اقتصادی " عنوان نکرد . تلاش او برای احیای اقتصاد یونان بود ، تا جائی که توانست تلاش کرد .

واروفاکیس وزیر اقتصاد یونان در فردای روزی که اتحادیه اروپا با استمهال بدهی های یونان و پرداخت مجدد وام موافقت کرد که برای یونان در شرایط موجود انتخاب بین بد و بدتر بود ( اما همین شرایط هم تا سال قبل برای یونان رویائی و دست نایافتنی بود ) ولی با هدف بزرگتر او مطابقت نداشت ، استعفا داد . دلایل استعفای خود را شفاف و روشن در بیانیه ای عنوان کرد . در واقع تا روزی که وجود خود را مفید می دید به تلاش شبانه روزی و وطن پرستانه اش ادامه داد و زمانی که راه و مسیر خود را مغایر شرایط موجود دید و دیگر کاری اضافه بر این در توان خود نمی دید از ادامه قبول مسئولیت کناره گرفت . آن روز رسانه ها تصاویر خندان و خونسرد او را که کت و شلوار وزارت را از تن خارج کرده بود و از ساختمان وزارتخانه خارج می شد را انتشار دادند ، با لباسی عادی و کوله پشتی ساده ای احتمالا محتوی کتاب بر دوش ، سوار بر موتور سیکلتش به سر کلاس و درس و بحث خود برگشت ، ظاهرا به این نکته مورد اعتقاد عده ای در سایر نقاط جهان که  " توقع دارید من هم مثل شما باشم و سوار خودرو مورد استفاده مردم عادی شوم ؟ " نه تنها اعتقادی نداشت که حتی موتور سیکلت ساده ای را برای استفاده کافی دیده بود .